جمال رضايى

77

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل پنج محلّه‌ها - كوچه‌ها - ميدان‌ها - ساباطها 1 - محلّه‌ها : شهر قديم بيرجند هنگامى كه هنوز يك ده و قصبه به‌شمار مىآمده به سه محلّهء بزرگ تقسيم مىشده كه به‌ترتيب از شرق به غرب « سرده ( سردا sorde ) ، « ميان ده » ( مين دا meyon de ) و « ته ده » ( تادا tade ) نام داشته‌اند « 1 » . به‌جز اين محلّه‌هاى بزرگ و قديمى بعدها محلّه‌هاى جديدى در شمال شهر - در كرانهء شمالى « رود » تا قبرستان - احداث شده و شهر خود را به‌سوى شمال كشيده بود . در دورهء مورد پژوهش ما در داخل اين محلّه‌هاى اصلى و بزرگ و قديمى ، محلّات متعدّد و كوچكترى وجود داشت و در حقيقت محلّه‌هاى بزرگ به محلّات كوچكترى تقسيم مىگشت . اين محلّه‌هاى فرعى و يا جديد بيشتر به‌نام محل و موقعيّت يا كوچهء اصلى محلّه و يا به نام پيشهء مردمى كه در آن‌ها ساكن بودند ناميده مىشدند . در پيدايش محلّه‌هاى جديد و كوچك و شكل‌گيرى آن‌ها عوامل مختلفى مؤثّر بوده كه مهم‌ترين آن‌ها را مىتوان عوامل حكومتى ، خويشاوندى و همبستگى خانواده‌ها ، اشتراك شغل و پيشه ، طبقات اجتماعى ، بضاعت يا فقر مردم ، مذهب ، هم ده ديارى بودن و . . . دانست . تا جايى كه نويسنده پژوهش كرده است در آن زمان چهل محلّهء بزرگ و كوچك در بيرجند وجود داشت ، و معروف بود . محلّه‌هاى شهر ( در آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى ) عبارت بودند از « 2 » :

--> ( 1 ) . وقتى كه بيرجند رسما شهر و مركز شهرستان شد اين سه محلّه به ترتيب « بالاى شهر » ، « ميان شهر » ( يا چهاردرخت ) و « پايين شهر » نام گرفتند . ( 2 ) . نخست تلفّظ فارسى هر اسم - به ترتيب نويسه‌هاى الفباى خط فارسى - و پس از آن در داخل ( ) تلفّظ گويشى آن به خط فارسى و لاتينى آوانگارى شده است .